روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود،جای خالے ام را حِس کـُـنے،دَر دِلَت با بغض بگـُویے :" ڪاش اینجآ بود"اما مَـטּ دیگـَـر،بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم!!
روزی میرسد که...تمام عاشقانه هایم برای تو...در یک کلمه خلاصه میشود:
"گـــور بــــآبــــآت..!!!"

به تو نفرین به خودم به تموم خاطرات˙·٠•●♥
روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود،جای خالے ام را حِس کـُـنے،دَر دِلَت با بغض بگـُویے :" ڪاش اینجآ بود"اما مَـטּ دیگـَـر،بـﮧ פֿـوآبَت هَم نِمے آیَم!!
روزی میرسد که...تمام عاشقانه هایم برای تو...در یک کلمه خلاصه میشود:
"گـــور بــــآبــــآت..!!!"

تنهایی یعنی..... رو تختم دراز کشیده بودم وگوشیمو برداشتم و
نوشتم خوابم نمیبره سکوت....... یخ شدم....
هیچکس نبود اینو براش بفرستم واسه همین متن رو پاک کردم ... دلم اس ام اس از نوع نصفه شبی می خواد ... همونا که یهو از خواب بیدارت کنه...
تا مطمئن شی یکی تو بی خوابیش به یادته.. دلم از اون وقتایی میخواد که همه رو
میپیچونه به خاطر تو... از اون وقتایی که پشت خطیشو قطع میکنه.... از اون هوا
داشتنای خــاص ...♥ سخت است فراموش
کردن کسی که... با
او همه چیز و همه کس را فراموش میکردم...! اونی که بهم میگفت زندگی بی تو محاله حالا با یکی دیگه تو عشق و حاله تقصیر ما نیسیت بعضی ها خودشان میخواهند
که یادگار شوند نه ماندگار...!




” آدم میکنم و
صد در صد تضمینی . . .
یه وقــــتایی که دلت
گــــرفته،
بغض داری، آروم نـیستی، دلت
بـــراش تـنگ شده
حــــوصله هـیـچـکسو نــــداری
به یــاد لحظه ای بیفت کـه اون هــمه ی
بی قــــراری هــای تــــو رو
دیــــــد،
امـــــــاااااااا....
چـشمـاشـو بست و رفــت... خواب بودم که خدا صِدام كرد و گفت:
خوابی!؟
عشقت داره قربون یکی دیگه میره
و تو خوابیدی؟! لبخندی زدم و گفتم: خدا جون؛ این همون مخلوقیه
كه موقع آفریدنش، به خودت آفرین گفتی... درد یعنی مرور اس ام اس هایی که یه روزی باورشان داشتی وامروز به دروغ بودنشان ایمان داری...
درد دارد
“امروز” حرفی برای گفتن
نداشته باشی...
با کسی
که...
تا “دیروز” تمام حرف
هایت را فقط به او می گفتی ! چه خوش خیال
است!! چه میخندد،چه ژستی
گرفته!! چه بی ادب است،انگارکینه ای از من
دارد!! به خیالش تو را از من دور کرده
به خیالش وسط ما دوتا قرار گرفته، چه خوش خیال است نمیداند تو جایت خیلی گرمو
راحت و امن است. آری جای تو اینجا در قلب
من است وکسی نمیتواند جای تو را بگیرد... جـــدایــی مــان ؛ هیــچ یکـــ از
تشــریفــاتــــ آشــنایمــانــــ را نــداشتـــ فقــط تــو
رفـــتــی
و منــــ ســعیــــ
کـــردمـــ
ســـ ــنگــــ
دل بــاشـــمــــ از
من نرنــــــــــج… برگشتنتهمان قدر محال
استکه خیال می کردمرفتنت . .
. چقدر تازگی دارد
این روزهایی که ،
به امید آمدن کسی دلخوش نیستم .
و شبهایی که ،
از نیامدنش دلگیر نمی شوم .
بی کسی هم بد کسی نیست . . . تنهایم…
اما دلتنگ آغوشی نیستم …
خسته ام …
ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم …
چشمهایم تر هستند و قرمز …
ولی رازی ندارم …
چون مدت هاست …
دیگر کسی را “خیلی” دوست ندارم !!! بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی …
چون آنقدر رنجیده ای که نمی خواهی حرفی بزنی …
بعضی وقت ها سکــــــوت میکنی …
چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری …
گاه سکــــــوت یه اعتراضه
گاهی هم یه انتظار
اما …
بیشتر سکــــــوت واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه
غمی رو که تو در وجودت داری توصیف کنه… گاهی اوقات
مجبوریم بپذیریم
که برخی از آدمها
فقط میتوانند در قلبمان بمانند
نه در زندگیمان ! خدایا میشه بهم بگی
اونی که ازش بی خبرم
چه حالی داره...؟؟ یعنی میشود؟؟؟
همین حالا
همین
لحظه
حتی...
اشتباهی!!!
یادم
بیفتی؟؟...
میشود؟؟؟؟



که اگر
یکــــــــــــــــبار دیگر
بهانه ات را
بگیرد
میدهم
دوبــــــــــــــــــــــــاره
بسوزانیــــــــش...




فــــــ ــاصــــــــــه را میگویم!!

نه مغــــــرورم نه بی احســـــاس…
فقط خســــته ام…
خسته از اعتــــــمادی بیــــجا








آنقدر ذکر تو را گفتم که خدا هم به تو حسودی کرد……
تو رو از من گرفت.
خـدایا حواســت هســـت؟؟ صدای هق هق گریه هام از هـــــمون گلویی میاد که تو از رگـــــش به من نزدیکتری.

اجازه بده گذشتهاش؛ حالِ آیندهشو بگیره . . .

این روزا باید دشمناتو فراموش کنی …
تنها کسی که می تونه تو رو به خاک سیاه بشونه
یک دوست کاملاً مورد اعتماده . . .

مهم نیــس دیگراטּ پشت سرم چـے میگـטּ
مهم اینــﮧ جرات ندارטּ تـو روم اوטּ حرفا رو بزنـטּ!

مــפֿــاطــبــ פֿــآص مـــטּ
بـہ سـاבگـے یــڪـ لـبـפֿــــنــב
رهــــایــم ڪــــرב . . .
" او " رفـتـــ . . .
و مــن عـــاشــقــانــہ هـاے
بـے مــפֿــاطــبـم را بـــہ פــــراج
گـذاشـتـــہ اҐ . . .

دُنــیآی دَسـت ها اَز هــَر دُنیــآیی بی وَفــآتــَر اســت...
امــروز دَســت هـآیــَت را می گــیرَنـد،
قـصـه عـآدَتــ کهـ شـُدی،
هـَمـآنــ دَسـت هـآ رآ بـَرآیـت تــِکـــآن میــ دَهـَند.

دلگیـرمـ از ایــטּ قابهـآے مضحـڪــ بــے روح
لبخندهـآے פֿـشڪــ
احوال پـُرسـے هـاے معمـولــے
چشــماטּ مــטּ
ٺـصـویـرے از جـنس نـگـ ـآه ٺـ ـ ـ ـو مے פֿـواهـد . . .!!

♥ بــیـــخـــوב منـتــظـــر نبــــاش ♥
♥ تـــُــــو خـــُـــوבتــــ رَفــــتـــــے ♥
♥ بــمــیــــرمـــ از בلتنگـــے همــ ♥
♥ صـבایتــــ نمے کنمـــ برگــرבے ♥

خدایــــا ؛ کسی را که قسمـــت کس دیگریست، سر راهمان قرار نـــده !
تا شبهای دلتنگیــش برای ما باشد ، و روزهای خوشــش برای دیـگری ....!!

دلم یک اتفاق می خواهد!
یک تلفن ناآشنا...
با بی میلی تمــــام جواب دهم
و
صدای تـــو...!


چــنـבیستـ مرבه امـ
امـا ڪسـے باور نمے ڪنـב
ایـטּ مردمـ تـا بــﮧ عزایمـ
ننـشینـنـב
مرگمـ راباور نمے ڪننـב





زَمـیــטּ بـﮧ مـَرב بــوבنـت نیآز בآرهِ...
مـَرב بآش...
مــَرבونــِﮧ حــَـرف بـِـزَטּ . . .
مـَـرבونـِﮧ بخــَنـב . . .
مــَرבونــِﮧ عــِـشـق بــِوَرز . . .
مــَرבونـِﮧ گــِریـﮧ ڪـُטּ . . .
مـَرבونـِﮧ بـِبـَخـش . . .
مــَرב بآش ، نــَﮧ فـقـط بآ جـِسمـِت !
بآ نـِـگآهـِت ، بآ اِحـسآسـِت ، بآ آغـوشـِت...
مــَرב بـــآش وَ هیـچـوَقـت نآمـَرבے نــَڪــُـטּ !
مـَـخصـوصآ بَرآےِ ڪـَسے ڪـﮧ بـﮧ مـَرבونــِـگیـت تـِـڪیـﮧ ڪـرבهِ
و بآوَرِت ڪـَرבه






ببین چطور نسیم دریا با آرامش مرا تاب میدهد .... این روزها دستان خدا را میبینم که به کمک نسیم آمدن تا آرامشی بزرگ را به قلبم هدیه بدهد ..
" ستاره "
مـــی خـــواهـــم
داستــانـــی از علاقــــه ام بـــه تــــو را بنـویســمدوستـت دارم ، لعـــــنتـی ...!

روزهــــآیــــمـــ رآ
خـــیـــآبـــآטּ هـــآے ایـــــטּ شـــهـــر گـــرفـــتـــﮧانــב
و شـــبــــ هـــآیــــمـــ رآ خــــوابــــ هـــــآے تـــــو
بــــیــــولــــوژے هــــمـــ نـــخــــوآنــבه بـــــآشــــــے
مـــیـــفـــهـــمــــے چـــﮧ مــــرگــــمـــ اســــتـــ...

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم…
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم…
برای اینکه نگذارم آنها بیایند…

میگرن
دلیل سردرد هایم نیستـــــ
از خوردن فکرهای مسموم
مغزم دلپیچه گرفته است . . .
![]()
.
خدایا…!
اندکی نفهمی عطا کن
که راحت زندگی کنیم!
مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم…!
.
.

آنقدر مرا از رفتنت نترسان!
قرار نیست همه ، همیشه بمانند!
بعضی ها از همان ابتدا رفتنی اند!
ماندن به پای کسی معرفت میخواهد نه بهانه!
حالا میگویم... بلند هم میگویم:
رفتی ؟؟! به درک ..! لیاقت ماندن نداشتی..

مادر
مرا ببخش!
درد بدنم بهانه بود !
.
.
.
کسی آزارم داده ، که همه کَسَم بود!
کسی دلم رو شکسته که وجودم بود!
کسی رهایم کرده که ... صدای بلند گریه ام
.
.
.
اشک هایت را در آورد ..!

خسته ام از این مواظب خودت بــــاش ها !
تو اگه نگران من بودی ،نمیرفتی که!
اگه هم می موندی ،
با یه نگـاه ، با یه نـفس مواظبم بودی!
پـــــــس نگران من نباش ... بــــرو .. !

روزی می رسد
که دلت برای هیچ کس
به اندازه من تنگ نخواهد شد ...
برای نگاه کردنم ، خندیدنم ، اذیت کردنم ...
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی ...
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود ...
می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد ...



خودتان را در قلب هيچ آدمي به زور نچپانيد
جا نميشويد
فقط چروک ميشويد...

با من مــــــــــــــــدارا کن!
بــــعــــــــــدهـــــــا ...
دلت برایم تنــگ خواهـــــد شــــد ..!

یه وقتایی دوس دارم، وقتیکه گلوم باد می کنه و
بغضم می ترکه،
خدا بیاد اشکامو پاک کنه و بگه:
آدما اذیتت میکنن ..؟
بیا بریم ..!


خدایـــــا ...
یا خیلی برگردون عقب ،
یا سریع بزن بره جلو!
اینجای زندگی خیلی دلم گرفته ..!

لعنتی بســـــه دیگه!
از فکرم،چشمم،گوشم، دلــــــــــــــــم ... برو بیـــــرون!
خسته شدم ... از گریه کردن خسته شدم ...
ناراحت چی هستی عزیزم؟
آغوشت مثل پرانتز برای همه جا داره!
به کارت برس ..!


ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن زهر نا مردیت را

مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود . . .

بیقرار که می شوم ..
تمام قرار هایمان یادم می اید
حسی مبهم احاطه ام می کند..در قفسی از اندوه
لبخندی تلخ از جنس اشک و باران
در خیالم پشت سرت اب می ریزم تا پاک شود هر انچه از تو در خیالم بود..
فراموشت کردم ولی..
در خاطرت بماند قرارمان بی قراری نبود..

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ...
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ...
چون به قلب همدیگه زخم زدن ...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ...
چون زمانی عاشق بودن ...
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن ...
یه مرد با چشم هایش عاشق می شود یه زن با گوش هایش ...
برای همینه که زن ها آرایش میکنن و مردها دروغ میگن

بعد از مدت ها دیدمش!
دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر
کردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:
بی معرفت! دستای من تغییر
نکرده…
دستات به دستای اون عادت
کرده
تو دست در دست دیگری ….
من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ….
مدام بر او تکرار می کنم که :
نترس تنهای من …
آن دستها به هیچ کس وفا ندارند….

چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت…….
تلخ کردن زندگی خود
بـرای کـسـی کـه……… در دوری
مـا
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات
زنـدگـیـش را سپری مـی کـند.!!
![[تصویر: 0.611524001319037268_pixnaz_ir.jpg]](http://www.pixnaz.ir/user_files/image/image2/0.611524001319037268_pixnaz_ir.jpg)
حالـــــــا حرفـــــــهایمان بمـــــــاند برای بعد
دلخوری هـــــــامـــــــان
دلـــــــتنگی هـــــــامـــــــان
و تمـــــــام اشکـــــــهای مـن
با او چـــــــگونـــــــه میگـــــــذرد
کــــــه با مـن نمی گذشت . . . ؟
من به قلبم افتخار می کنم
با آن بازی شد ، زخمی شد ، به آن خیانت شد ، سوخت و شکست
اما به طریقی هنوز کار می کند . . .

زیاد فرقی نکرده …
خودِخودشه
فقط اونی که داره باهاش قدم میزنه
” من ” نیستم . . .

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم
. 


بر آنچه گذشت...
آنچه شکست...
آنچه ریخت...
حسرت نخور
زندگی اگر زیبا بود
با
گریه شروع نمیشد!!

از " نبودنــــــــــــــــــــ ت " دلگیر نیستم
از اینکه روزگاری " بــــــــــودی " دلگیرم






بـرای ِ فرامـوش کردنـَـت ، هـر شـَب آرزوی ِ آلــزایمـر مـی کنـَم .

دقیــــقاً زمانــــی کــــه داریــــ تـــوی بیخیالیـــــ همـــه چیـــزو فراموشــــ میکنـــی !یهــــو یـــــه آهنــــگی ؛یهــو نوشـــــتهای ؛یهـــــ اسمیـــــ ؛یا حتــــی یـــه حرفیـــــ ،... هـــــمه خاطــــراتو میـــــاره جلـــو چشـــمت ...آی داغـــــون می شــ

دوستـــ داشتَنـــ یَعنیـــ
دَهـ تـا بهتَـر اَز اونـــ بیـاد سُراغِتـــ
اَمّـا
تَهـِ دلتـــ بگیـــ

تـــــــــــو ... چه می فهمی!
حــال و روز کــــسی را که
دیگر هـیــــچ نگاهـــــی
دلــــــش را نمی لرزاند...!

هــر آدمـی کــه مـــیـرود ،
یــک روز ..
یــک جـایـی ..
بــه یـک هــوایــی ..
بـــرمیـــگـردد !
همــیشه یـک چـــیـزی ، بـــرای ِ جــامــانــدن هــست !
حتّــی ؛
.
.
یــک خـــاطـــره

هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان..!
"خــُسـرو" و "شیـــرین" ..."لیـلی" و "مـَجنــون" ..
"رامیـن" و "ویـس" .... "پیــرمــَرد" و "پیرزَن" ..
"تــو" و "اون" ...
"مــَن" و "تــَنهـآیی" !!


نامت را
خاطراتت را
بوسه هایت را
ولمس حس بودنت را
همه و همه را به دست سرد باد سپردم
یادم تو را فراموش

رفتنت... نبودنت... نامردیت
هیچ کدوم نه اذیتم نکرد و نه برام سوال شد؛
فقط یه بغض داره خفم می کنه
چه جوری نگاهت کرد که منو تنها گذاشتی؟؟؟

میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه
نـه حـــق خــواسـتن داری
نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن




نــه تنهـــا ترکتــــ می کنندـ ...
حتـی وقتـــ رفـتن بــا تمامــ پـــررویی دستــور همــ میدهندـ : مواظبـــ خودتـــ بــاش ... !

اینکـہ هَر کارے دَر تَوانِتــ هستــ بَراشـ اَنجام بــِد ے
بَعـــد بَرگَردهــ بگـہ :مَگــہ مَنـ اَزتــ خواستَمــ ؟؟؟؟

سلام دوستای عزیزم خوش
اومدین
رفتَــــنِ کســـــی کهِـــــ لایــــق نیـــس
نِعــــمت اســت نَهــــ ؛
فاجـــــــــــــــــــــــــــــــعه!
هـــرگـــز به گذشته برنگـــرد
اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمی گشت
هیچوقت یک پرنسس نمی شد... !!!


گاهی نگاه به شانه هایم میکنم و میگویم
چه تحملی دارند
چگونه این همه حسرت را با خود حمل میکنند...
حسرت نداشتنت...نبودنت...ندیدنت...خیلی سنگین است...

خــدایـا ازشـ گــذشتــم و رفتــم
فقط ازت میخوام یـه روزی تــو بغلــ یـه غـریبــه
مستـــ مستـــ بــدجــوری یادهـ من بنـدازیشـــ
خـدا بدجـوریـــا...

کسی چــه میــداند
امــروز چنــد بار فرو ریختم ..
از دیدن کسی کــه ،
تنهــا لباسش شبیــه به " تـــــو " بــود !

حـــالا که رفته اے
دوســـتت خواهـــد داشـــت ...!؟

یه زمونه ای شده
که اگه برا عشقت کوهم بکنی
به پای فرهاد بودنت نمیذارن!
میذارن به پای کنه بودنت...

خداونـد نمی خـوا هـد مـا بـه هـم برسيــــــــــــــم... !
شـايـد تنـها دليلـش ايـن بـاشـد كــــــــــــــــــــــه...
سر به هوا نیستــــم امــــا همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم حال عجیبـــی ست دیدن ِ همان آسمان که شاید "تو" دقایقی پیش به آن نگاه کـــرده ای...!!!
نبودن هایت..
آنقدر زیاد شده اند..
که هر رهگذری را..
شبیه تو می بینم..
نمیدانم غریبه ها " تو " شده اند..
یا " تو "...
غریبه..!!

بدترین کاری که...
یه نفر می تونه با دلت بکنه..
اینه که...
باعث بشه..
دیگه ذوق نکنی..
از بودن هیچکس..!!!

شنیدم داره تو قلبت یه نفر جامو میگیره
دیگه هیچکی نمیتونه جلو اشکامو بگیره
نیستی و دارم میسوزم گریه داره حال و روزم
نمیدونم چرا؟اما تورو دوست دارم هنوزم
بعد از تو توی دلم نیمه شبا هیچی جز غم نیست
حسرتت موند به دلم
واسه غمام هیچی مرحم نیست
با یادت امشب شدم دیوونه
بی تو غصم
روی این شونه

دل تنگـــی...
مزخــرف ترین حالــت یک انســان!
واســـه کســایی که نیســتن!
کــه نبــودنشــون مث ِ ی ِ پـُتــک تو مغــزت مـی کــوبه!
کــه چــرا رفــتن...؟!
کــه چــرا نــمونــدن...؟!
دلـــــتنگی یعنـــــی :
دقیقـــــه به دقیقـــــه گوشیتـــــو چـــــک کنـــــی
و وانمـــــود کنـــــی داری ساعتتـــــو می بینـــــی
میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی اینکه: بشینی به خاطراتت باهاش فکر کنی... اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد شوری اشکهای لعنتی، شیرینی اون خاطره ها رو از بین ببرند...

اس ا م اس های دل تنگی ادامه مطلب...
نمی بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی بخاطر دلی که برایم شکستی بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی
بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی
و می بخشمت
بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
خط زَدن بر مَن پایان مَن نیست..!
آغاز بےلیاقتی اوست.
